|
دل آدمی کهکشانی پر ستاره
حرف دل شما همچون ستاره دنباله دار است که در کهکشان پر ستاره من شروع به درخشش می کند.
|
الفبای اختلاس م ح الف ج ع م د ت ش ب س ل ی گ ص ک ط ر پ ع غ ف ق ض ه ل الف د ب ی ز ر ق د م ک غ ج ح و . . . حروفی تکراری که با آن جمله ای سه هزار میلیاردی نوشتند....
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:6 ] [ آندرومدا ]
[ ]
رنگ عاشقی
اگه از من تو بپرسی رنگ عاشقی چه رنگه من میگم رنگی نداره رنگ این دلهای تنگه تو همونی که میگفتی رنگ زرد رنگ جدایی ولی حالا تو میچینی گلهای عشق بهاری
* * *
صفحه صفحه میشه پاره چماله میشه دوباره تکه تکه شده جدا میگه چارهای نداره نقطه نقطه یک کلمه جمله جمله شده صفحه صفحه صفحه شده دفتر خاطراتی از یه دختر
* * * نقطه نقطه یک کلمه قلبی که دیده صدمه از یک جمله که نوشتی گفتی عاشق بیمرامه جمله جمله میشه نامه میشه تقدیم عاشقانه تکه تکه میشه پاره با دو دست ظالمانه
* * *
نقطه نقطه دو سه تا حرف برای دلهای پر درد ذره ذره خط خطی شد چرا این دلها شده سرد؟
* * *
نقطه نقطه اول خط دوباره شروعی از بر مینویسه عاشقانه برای عزیز دلبر جمله جمله شده دفتر خاطراتی از یه دختر ذره ذره جز سیاهی واسه عشق نمونده بهتر
[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 13:4 ] [ آندرومدا ]
[ ]
آدمای نحس؛ 13 بیگناه بین اعداد خدا عدد سیزده رو بیشتر از همه دوست دارم چون موقعی که آدما نحسی خودشون رو به گردن این عدد بیگناه میاندازند و اون رو 12+1 صدا میزنند اون عدد به جای اینکه کوچیک بشه بزرگ و بزرگتر میشه قد 12 ماه سال طولانی و 1 بودن خدا را به ما نشون میده آدما اولین سیزده سال رو به دامن طبیعت میروند و نام آن را میگذارند روز طبیعت و در این روز، طبیعت زیبا، زشتیهای آدما را تحمل میکنند؛ آتش و آشغال و زباله و شاخه شکسته و ... و باز هم میگویند 13 عدد نحسی است سبزهها را به هم گره میزنند تا گرههای کور زندگیشان باز شود اما باز هم با دستان خود گرههای کورتری سر راه زندگی خود ایجاد میکنند و بعد گلایه میکنند به صاحب طبیعت... سیزدهها از پس هم میگذرند و تو هر لحظه به مرگ نزدیک میشوی... و آیا بازهم سیزدهها نحسند؟؟!!
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 17:49 ] [ آندرومدا ]
[ ]
تقدیم به بیبی پر غصه قصههای مجید...
بیبی رفتی و یتیم شده مجید بیبی قصه تو را هیچکسی ندید بیبی این فراموشی از تو نبود بیبی را کسی صداش رو نشنید
بیبی تنها بود و زیر گنبد کبود بیبی خود نشانی از سادگی بود بیبی را همه به قصه میشناسند بیبی خود یک قصه واقعی بود
بیبی آلزایمر تو کنایه بود بیبی قلب تو پر از گلایه بود بیبی حالا بیخبر رفتی و باز بیبی شعر رفتنت پر قافیه بود
بیبی رفتی و این قصه نبود بیبی رفتن تو از غصه بود بیبی رفتی و اما خاطرههات بیبی برای ما حماسه بود
شادی روحش صلوات
[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 12:4 ] [ آندرومدا ]
[ ]
سفره هفت سین من پر سینهای دروغی پر سوز سرما سکوت ساز شلوغی
پر از بنفشه بود که حالا تیره و تارند پر ماهیهایی که مرده و بیحالند
پر سبزههای خشکیده توی یک سینی اینه سفره دلم پر سینهای زمینی
سفره هفت سین من پر نور سایه بود پر از سکته و غم پر از گلایه بود
سفرهی سرخوردگی سلامی بیپاسخ قلبی که شکسته شد واسه عکسی نیمرخ
سفره هفت سین من شیرینی سرکه مثل قلکی شکست خالی از عیدی و سکه
سفره هفت سین من سال تحویل نداره پر از سیبهای کال اما آجیل نداره
سفره هفت سین من خالی از سیر و سماغ از غم و غصهی دل کسی نمیگیره سراغ عید بر همگان خوش سال نو مبارک.....
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 14:41 ] [ آندرومدا ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |